...

گلدسته ها را بالاتر نبرید !
هرقدر که بالا بروید
بار هم
دستتان به خدا نمیرسد
اما من
خدایی را می‌شناسم
که در حیاط خانه مان
شاه‌ پسند می‌رویاند
و در مزارع
با گندمها و پاییز
زرد میشود.
من، پیرزنی را می‌شناسم
که گمان میکند
خدا
در سجاده اش جا میشود.
هرقدر که بالا بروید
دستتان به خدا نخواهد رسید

رویای خدا-۳


•    خدا جونم ! به هابیل من کمک کن ... ادامه مطلب ...

...

عکس های تارت را هم دوست دارم!

هاله زیبایی داری !!!

رویای خدا-۲

•    سالی که نکوست،از بهارش پیداست ... ادامه مطلب ...

احوال

از کلاغ بام خانه ات
سراغم را نگیر
 برای تکه صابونی
سیصد سال
 دروغ می گوید